الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )
مقدمهء مترجم 27
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )
رئيسى برگزينيد . و سعد بن عباده را براى اين كار نامزد كردند . ابو بكر و عمر براى انجام كار ، به سقيفهء بنى ساعده رفتند ، عمر خواست سخنانى بگويد و ابو بكر به او گفت ساكت باش ، و خودش سخنانى گفت ، و پيش از آن كه مردم مدينه لب بگشايند ، عمر دستش را دراز كرد ، و با ابو بكر بيعت كرد ، مردم هم از او پيروى كردند ، و دست به دست ابو بكر دادند ، عمر گفت دست به دست ابو بكر دادن پيشآمدى ناگهانى بود ؛ و خداوند از شرش نگهدارى كند . و چنانچه كسى به پيشآمد ديگرى ، به چنين كارى بازگردد او را بكشيد . و اگر مردى بدون مشورت با مسلمانان دست به دست ديگرى بدهد ، هيچ يك از كشته شدن آسوده نخواهند بود . و ابو بكر حديثى از پيغمبر آورد ، كه فرمود امامان از قريش هستند و با اين گفتار انصار جاى خود نشستند ، و از ادعاى خلافت چشمپوشى كردند . 6 - پيشآمد ديگر ، گفتگو در ميراث گذاشتن پيغمبر بود ؛ زيرا فاطمه در مورد فدك گفت : اولا پيغمبر اين مزرعه را به من بخشيده است . و ثانيا از او ارث مىبرم ، در اينجا حديثى از پيمبر آوردند كه فرمود ما گروه پيمبران ارث نمىدهيم و هرچه از ما بماند صدقه است . 7 - اختلاف ديگر ميان مسلمانان بر سر جنگ كردن با مانع الزكوة بود ؛ زيرا پارهاى از عشاير مسلمان ، زكات خودشان را به ابو بكر نپرداختند ، و گروهى از مسلمانان گفتند ، ما با آنها جنگ نمىكنيم ، و پارهاى گفتند جنگ مىكنيم ، ابو بكر گفت اگر زانوبند شترى را هم از آنچه به پيغمبر مىپرداختند ، به من كمتر بدهند ، با آنان جنگ مىكنم ؛ و به جنگشان رفت ، دارائىهايشان را ضبط كرد ، جمعى را اسير گرفت تا زمان عمر كه اسيران را آزاد كرد ، و دارائىهايشان را پس داد . 8 - اختلاف ديگر اين بود كه ابو بكر عمر را جانشين خود گردانيد ، و چون او شخصى درشتخوى بود ، مردم از خلافتش راضى نبودند ، تا آن كه ابو بكر ايشان را راضى كرد . در زمان خلافت عمر اختلافات بسيارى در پارهاى از مسائل مانند ارث و ديه و حدود جرايم ، ميان مسلمانان روى داد . 9 - مسألهء ديگر كه موجب انشعاب و تفرقهء آراء گرديد ، شورا براى خليفه شدن عثمان بود ، و پس از آن كه او به خلافت نشست ، خويشاوندانش كه از بنىاميه بودند كارهاى زشتى انجام دادند و ميان مسلمانان از اين كارها اختلافات فراوانى روى داد ، از جمله كارهائى كه اختلاف رأى و عقيده به وجود آورد ، يكى موضوع بازگردانيدن حكم بن اميه بود ؛ زيرا پيغمبر او را در زمان حيات خود از مدينه تبعيد كرد و او « طريد رسول اللّه » لقب يافته بود يعنى راندهء پيمبر . و عمر نيز او را چهل